آواز
-
تاریخ: 1399/10/20 ساعت: 5:26
دلبر افسانه ایم مالک اشعار دلم نوش کن احساس مرا پر کن از آواز مرا تشنه ی هر ناز تو ام پر کن از این عشق مرا +xa0 xa0چهارشنبه هفدهم دی ۱۳۹۹ساعتxa011:53xa0 xa0سامیxa0 |xa0
محال
-
تاریخ: 1399/10/20 ساعت: 5:26
محالِ روزگار من محیاستکه معشوقم از عشق من چه بی تابو من انگار در خواب و خیالمکه معشوقم خودش شد عاشق من +xa0 xa0چهارشنبه هفدهم دی ۱۳۹۹ساعتxa019:0xa0 xa0سامیxa0 |xa0
پاسوز
-
تاریخ: 1399/2/9 ساعت: 19:46
در مسیر عاشقی یک عمر پاسوزت شدمغرق دریایم ولیکن تشنه لبسوزت شدمxa0چلچراغ تو محیا و سبب بی انتهاستاین منم که ناتوان و خسته پیسوزت شدم
ذات خوب
-
تاریخ: 1399/2/9 ساعت: 19:46
نه من خوابم نه اینکه گیج و مسموممنه من دورم نه عشقم پشت صد بومxa0فرو ماندیم و اما نه به این شکلدلیلش ذات خوب و منطقی شوم
محتاج
-
تاریخ: 1399/2/9 ساعت: 19:46
ما که محتاجیم و این را هیچ جا انکار نیستاین همه محتاج و اما در پی اش اسرار نیستxa0وصف این فعل و دلیل بودنش در خون ماستگر چه محتاجیم و اما بین ما سربار نیست
گریه
-
تاریخ: 1398/12/28 ساعت: 3:00
نگو گریه برای مرد عجیب استنگو گریه در اینجا بی بدیل استنگو این شهر ما غرق رفیق استهمه تنهایی ما بی دلیل استدل من بی خود و هیچ اینچنین نیستچنین حرفی در این دوران غریب استزمانه خوب می داند غمم چیستتمام درد من اینجا همین استهمه هستند و اما هیچ کس نیستدلیل گریه ی من نارفیق است
دلیل
-
تاریخ: 1398/12/28 ساعت: 3:00
سکوت اینجاxa0شب اینجاعشق اینجادلیل باور این حرف اینجاستخیال تو که باشدxa0عشق اینجاستشب اینجاxa0عشق اینجاصحبت اینجاستxa0
عشق
-
تاریخ: 1398/12/28 ساعت: 3:00
نوشتم عشق تنها یک دلیل استتمام معنی انسان همین استنه انسان که همین حیوان همین استهر آنچه روح دارد اینچنین استبدون عشق این دنیا غریب استهر آنچه بود و هست اینجا همین است
بشنو
-
تاریخ: 1398/12/28 ساعت: 3:00
منم چون برگ خشکی در دل بادبه دور افتاده از هر داد و بی دادخزان میکوبدم بر سردر عشقxa0تو بشنو این صدا بی های و فریاد
عشق
-
تاریخ: 1398/12/28 ساعت: 3:00
بیادم هست دوران من و عشقصدای توطلوع صبح و باز عشقبیادم هست احساسات بی مشقبه یکباره شروع میشدچه بی مرزهدف تنها همان روز و همان عشقچه بی پرواچه آزادهچه سرمستبیادم هست اشعار من و عشقمن و تنهایی و یاد تو و مستفقط احساس و شعر و مستی و عشقفقط توبا تو و تنها فقط عشقو شبباز این همان قصههمان عشقبه دنبال سحرد...
با عشق
-
تاریخ: 1398/12/28 ساعت: 3:00
نمی گویم غلط کردم من از عشقخطا کردمپشیمانم من از عشقاگر چه عمر سر شدزندگی رفتفقط من ماندم و مستیو این عشقنمی گویم غلط کردم من از عشقهر آنچه دارم و هستم همین بودبنازم من به این غیرتمن و عشقمن و شعر و ش
قسمت
-
تاریخ: 1398/12/28 ساعت: 3:00
اگر چه قسمت ما اینچنین بودجداییحسرت و تنهایی و عشقهمین هم جای شکر است و بسی عشقرسیدیم آخر یک راز و صد مرزبدیدیم اینهمه افسانه و رمزسرود لیلی و مجنونو حافظو یا سعدیو یا نیما و ثالثفروغ و صد طلوع و آخرش عشقکه احساس همینها هم همین بودمن و تواینهمه هستیم و یک عشقجدا از هم ولی افسانه چون عشق
زمان عاشقی
-
تاریخ: 1398/12/28 ساعت: 3:00
دل از منعشق از توزندگی اینگونه زیباستxa0سحر با منشبی با توزمان عاشقی اینگونه زیباستچه پاییز و چه بارانیxa0چه سرمای زمستانیبهار و غنچه های گلمن و توظهر تابستانهوای سادگی اینگونه زیباستxa0
منگ
-
تاریخ: 1398/11/4 ساعت: 14:56
نمانده شعر و حرفی از دل تنگبه سر سودایی از آینده ای منگxa0توانی نیست جز یک صبر بی مرزدل از شیشه ولی در قالب سنگxa0
وحشت
-
تاریخ: 1398/11/4 ساعت: 14:56
وای از این وحشت بی صبر که پیگیر من استروز و شب بی سر و سامان و چه دل گیر من استxa0نه زمانش به حساب است و نه در بند مکانxa0حيف از این وصلت بد بخت که در گیر من است
حریر
-
تاریخ: 1398/11/4 ساعت: 14:56
بدون عشق، انسان در کویر استمیام خار و طوفان چون حریر استxa0چو رمز و راز الماس و دل سنگدرونش عیش و بیرونش فقر استxa0
دل زده
-
تاریخ: 1398/11/4 ساعت: 14:56
ریشه ام می سوزد اما شاخ و برگم یخ زدستمن خمارم، کو شرابم، گرچه جانم "می" زدستxa0عاشقم من، همچنانم وصل معشوق آرزوستهرچه من بی تابم اما، عشق از عشقم دل زدست
فرق ما
-
تاریخ: 1398/11/4 ساعت: 14:56
با هزاران چهره خود را وصل یاران کرده ایمطبق احساسات دلبر، صلح و عصیان کرده ایمxa0فکر ما درد فراق و فرق ما شوق وصالهر زمستان را بدینسان چون بهاران کرده ایم
تو
-
تاریخ: 1398/11/4 ساعت: 14:56
تو بشنوبا توام ای توکه بی تو این تمام من فقط توخالی و پوچیکی بی تو که بی تو هیچ کس نیست.xa0
افسانه
-
تاریخ: 1398/11/4 ساعت: 14:56
همچو شیری سر به زیری، جنگلت در دست کیست؟xa0فکر فردایی غریبی ،xa0 آرزویت عشق چیست؟xa0رهرو راه خودت گشتی پر از شیب و فرازاینهمه پستی بلندی، آخرش افسانه نیست؟xa0